X
تبلیغات
رایتل
جمعه 4 تیر‌ماه سال 1389

وقتی اومدی میگفتم : دیگه عاشق نمی شم

همه آدما بدن و دیگه لایق نمیشن

وقتی اومدی میگفتم : قاب عکسی واسه من

مگه میشه جات بمونه؟آخ از این حرفا نزن

وقتی اومدی میگفتم : بابا من منطقیم

اگه میگم دوست دارم ... فرق میکنه قضیم

اما امروز که بیدار شدم دلم یه جوری بود

یادم اومد که یه روز به جای این غروری بود

هی دلم می خواد همش دور و برت بپلکم

اگه نیگاتو ندی از حسودی بترکم

آره امروز همه حرفام سست و بی پایه شدن

اگه منطقی بمونم حسابی ضایه شدم

چشام و گوشام و دستام یه جور لوسی شدن

همه مشکیای پررنگ انگاری طوسی شدن

گوشتو بیار جلو یه کار کوچولو دارم

نکنه یه روز بگی بسه دیگه میخوام برم...



پ ن : خودم